خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 61

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

آگاهى و حضور كه به ذكر شريف حاصل شده است به نوعى كه خطره‌يى از غير حق به دل راه نيابد » « 1 » . ولى برخى ديگر ، « نگاهداشت » را مقيد بوقت اشتغال به ذكر دانسته‌اند و گفته‌اند : نگاهداشت آنست كه سالك بهنگام ذكر دل خود را بر ملاحظهء معنى نفى و اثبات ( لا إله الا اللّه ) نگاه دارد تا خاطرى به قلب درنيايد ، چه اگر خاطرى خطور كند نتيجهء ذكر كه عبارت از حضور قلب است حاصل نمىشود « 2 » . و نيز گفته‌اند : « نگاه داشت عبارت از محافظت خطور خواطر است در وقت اشتغال به كلمهء طيبه » « 3 » . حضور و جمعيت و حفظ قلب از دخول خواطر « 4 » ، از اهم امورى است كه همواره صوفيان بدان توجه داشته‌اند و يكى از اركان تصوف است . و در آثار عرفانى ، اقوال بسيارى از مشايخ درين باب مىتوان يافت . با آنكه حفظ قلب از خطور خواطر و تخيلات امرى به‌غايت دشوار است ، برخى از صوفيان در اثر ممارست و رياضات مىتوانستند زمانى دراز دل را از خاطره‌ها نگهدارند و قوهء متخيله را بىاثر گردانند . عبد المجيد الخانى مىگويد مراد از حفظ قلب از خواطر عدم ثبات آنهاست ( المراد من حفظ القلب من الخواطر عدم ثباتها عند مرورها عنه ) « 5 » . و در همين معنى عبيد اللّه احرار مىگويد : معنى حفظ خاطر آن نيست كه اصلا سالك را خاطرى به دل نيايد ؛ بل كه مراد آنست كه خاطر ، حضور را مانع و مزاحم نباشد . آن‌سان كه

--> ( 1 ) - مناهج السير / 37 . ( 2 ) - الحدائق الوردية / 117 . ( 3 ) - مناهج السير / 37 . ( 4 ) - « خاطر » در اصطلاح تصوف عبارتست از « واردى كه بر دل گذرد » . خواطر را به انواعى تقسيم كرده‌اند كه مشهور چهار قسم است : ربانى ، ملكى ، نفسانى و شيطانى . شرح هر يك ازين خواطر را و كيفيت تمييز بين خواطر حقانى و هواجس شيطانى را در منابع و مصادر تصوف مىتوان يافت : الرسالة القشيريه / 298 - 300 . عوارف المعارف / 459 - 467 . مصباح الهدايه / 103 - 107 . در اينجا مراد از خواطر كه سالك موظف است دل را از آنها نگاه دارد ، سه خاطر ملكى و نفسانى و شيطانى است . ( 5 ) - الحدائق الوردية / 117 .